0-تفسیر مکانیک کوانتومی
از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد
| بخشی از مجموعه مقالات در مورد |
| مکانیک کوانتومی |
|---|
| نشان می دهد زمینه |
| نشان می دهد مبانی |
| نشان می دهد آزمایش |
| نشان می دهد فرمولاسیون |
| نشان می دهد معادلات |
| پنهان شدن تفاسیر
|
| نشان می دهد موضوعات پیشرفته |
| نشان می دهد دانشمندان |
تفسیر مکانیک کوانتومی تلاشی است برای توضیح اینکه چگونه نظریه ریاضی مکانیک کوانتومی ممکن است با واقعیت تجربه شده مطابقت داشته باشد . اگرچه مکانیک کوانتومی آزمایشهای سخت و بسیار دقیقی را در طیف وسیعی از آزمایشها انجام داده است (هیچ پیشبینی از مکانیک کوانتومی با آزمایشها در تناقض قرار نگرفته است)، چندین مکتب فکری در مورد تفسیر آنها وجود دارد. این دیدگاه ها در مورد تفسیر در مورد سؤالات اساسی مانند قطعی یا تصادفی بودن مکانیک کوانتومی، کدام عناصر مکانیک کوانتومی را می توان واقعی در نظر گرفت و ماهیت اندازه گیری متفاوت است.از جمله موارد دیگر است.
با وجود نزدیک به یک قرن بحث و آزمایش، هیچ اتفاق نظری در میان فیزیکدانان و فیلسوفان فیزیک در مورد اینکه کدام تفسیر به بهترین وجه واقعیت را «نماینده» است، حاصل نشده است. [1] [2]
فهرست
- 1تاریخ
- 2طبیعت
- 3چالش های تفسیری
- 4تفاسیر تاثیرگذار
- 4.1تفسیر کپنهاگ
- 4.2بسیاری از دنیاها
- 4.3نظریه های اطلاعات کوانتومی
- 4.4مکانیک کوانتومی رابطه ای
- 4.5QBism
- 4.6تاریخچه های منسجم
- 4.7تفسیر گروه
- 4.8نظریه دوبرولی-بوم
- 4.9داروینیسم کوانتومی
- 4.10تفسیر معامله ای
- 4.11نظریه های فروپاشی عینی
- 4.12تفسیر فون نیومن-ویگنر
- 4.13منطق کوانتومی
- 4.14تفاسیر مودال نظریه کوانتومی
- 4.15نظریه های متقارن زمان
- 4.16تفاسیر دیگر
- 5مقایسه ها
- 6رویکرد خاموش
- 7همچنین ببینید
- 8منابع
- 9منابع
- 10بیشتر خواندن
- 11لینک های خارجی
تاریخچه [ ویرایش ]
چهره های تاثیرگذار در تفسیر مکانیک کوانتومی
تعریف اصطلاحات نظریه پردازان کوانتومی، مانند تابع موج و مکانیک ماتریس ، مراحل بسیاری را طی کرد. به عنوان مثال، اروین شرودینگر در ابتدا تابع موج الکترون را به عنوان چگالی بار آن در فضا مشاهده کرد، اما ماکس بورن مقدار مربع مطلق تابع موج را به عنوان چگالی احتمالی الکترون که در فضا توزیع شده است، دوباره تفسیر کرد. [3] : 24-33
نظرات چندین پیشگام اولیه مکانیک کوانتومی، مانند نیلز بور و ورنر هایزنبرگ ، اغلب به عنوان " تفسیر کپنهاگی " گروه بندی می شوند ، اگرچه فیزیکدانان و مورخان فیزیک استدلال کرده اند که این اصطلاح تفاوت بین دیدگاه هایی را که به این ترتیب تعیین شده پنهان می کند. [3] [4] ایدههای نوع کپنهاگ هرگز به طور جهانی مورد استقبال قرار نگرفت، و چالشهای مربوط به ارتدوکس کپنهاگی در دهه 1950 با تفسیر موج آزمایشی دیوید بوم و تفسیر جهانی از هیو اورت سوم توجه فزایندهای را به خود جلب کرد . [3] [5] [6]
فیزیکدان N. David Mermin یکبار با کنایه گفت: "تعبیرهای جدید هر سال ظاهر می شوند. هیچ کدام هرگز ناپدید نمی شوند." [7] به عنوان یک راهنمای تقریبی برای توسعه دیدگاه جریان اصلی در طول دهههای 1990 و 2000، یک "عکس فوری" از نظرات در نظرسنجی توسط Schlosshauer و همکاران جمعآوری شد. در کنفرانس "فیزیک کوانتومی و ماهیت واقعیت" در ژوئیه 2011. [8] نویسندگان به یک نظرسنجی غیررسمی مشابه که توسط ماکس تگمارک در کنفرانس "مشکلات بنیادی در نظریه کوانتومی" در آگوست 1997 انجام شد اشاره می کنند. نتیجه گیری اصلی نویسندگان این است که " تفسیر کپنهاگ همچنان برتر است" و بیشترین رای را در نظرسنجی خود دریافت کرد (42%)، علاوه بر افزایش قابل توجه بودن جریان اصلیتفاسیر جهانی : "تفسیر کپنهاگ هنوز در اینجا حاکم است، به خصوص اگر آن را با فرزندان فکری مانند تفاسیر مبتنی بر اطلاعات و تفسیر کوانتومی بیزی جمع کنیم. در نظرسنجی تگمارک، تفسیر اورت 17 درصد از آرا را دریافت کرد. مشابه تعداد آرا (18 درصد) در نظرسنجی ما است."
برخی از مفاهیم ناشی از مطالعات تفاسیر کاربرد عملی بیشتری در علم اطلاعات کوانتومی پیدا کرده اند . [9] [10]